|
هیو /نام روستای زیبا در ایران/ تمامی مطالب و عکس های این وبلاگ برای افرادی که دارای فهم بالای 18 سال می باشند طراحی و تدوین گردید (( مدیریت وبلاگ)) . . . ایران من سرباز آریایی تو هستم . با افتخار می گوییم از نوادگان کورش بزرگ و از بازماندگان فردوسی هستم . من پارسی زبانم و یک ایرانی من سرباز آریایی وطنم
|
بر روی ما نگاه خدا خنده میزند [ شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۳۳ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
آزارم میدهد دیدن آن منظره که مادری کودکش را سیلی میزند... ولی کودک بازهم دامانش را رها نمیکند! کجاست آن قاضی تا حکم کند که مادر منبع محبت است یا کودک ...؟!!! (زنده یاد حسین پناهی [ سهشنبه ٦ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٩ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
[ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٦ ب.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
![]() از گناه تنفر داشته باش نه از گناهکار
گاندی
[ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٧ ب.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
هنگام غروب، پادشاه از شکارگاه به سوی ارگ و قصر خود روانه می شد . در راه پیرمردی دید که بارسنگینی از هیزم بر پشت حمل میکند لنگ لنگان قدم بر میداشت و نفس نفس صدا میداد پادشاه به پیرمرد نزدیک شد و گفت : مردک مگر تو گاری نداری که بار به این سنگینی میبری .هر کسی را بهر کاری ساخته اند. گاری برای بار بردن و سلطان برای فرمان دادن و رعیت برای فرمان بردن . پیرمرد خند ه ای کرد و گفت : اعلی حضرت، اینگونه هم که فکر میکنی فرمان در دست تو نیست . به آن طرف جاده نگاه کن. چه میبینی؟
[ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٠ ب.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
طرف نه درسی خونده
[ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳٥ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
طرف نه درسی خونده
[ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳٥ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
[ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٩ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
هرگز به علامت قرمز و آبی شیر سرویس بهداشتی اعتماد نکنید [ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٧ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
یعنی برید بمیرید ماکت تخت جمشید رو تو تایلند گذاشتن دارن توریست جذب می کنن
[ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٠ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
داستانک: شگرد پسرک در مقابل نادر شاه از او پرسید: پسر جان چه میخوانی؟ قرآن. - از کجای قرآن؟ - انا فتحنا…. نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد. سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد. نادر گفت: چر ا نمی گیری؟ گفت: مادرم مرا میزند میگوید تو این پول را دزدیده ای. نادر گفت: به او بگو نادر داده است. پسر گفت: مادرم باور نمیکند. میگوید: نادر مردی سخاوتمند است. او اگر به تو پول میداد یک سکه نمیداد. زیاد میداد. حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت. از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد. [ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱۸ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
[ پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱۱ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
یه کشتی داشت رو دریا میرفت، ناخدای کشتی یهو از دور کشتی دزدای دریایی رو دید. سریع به خدمهاش گفت: برای نبرد آماده بشین، ضمناً اون پیراهن قرمز من رو هم بیارین. خلاصه پیراهنه رو تنش کرد و درگیری شروع شد و دزدای دریایی شکست خوردن!
[ سهشنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱٠ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید!!! هیچ کسی به اون کار نمیداد! همه میگفتند:تو به هیچ دردی نمیخوری یک شب که همه ی مداد رنگی ها تو سیاهی کاغذ گم شده بودند مداد سفید تا صبح کار کرد ماه کشیـد, مهتـاب کشید ,اونقدر ستاره کشیدکه کوچیک و کوچیکتر شد صبح تو جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد [ سهشنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ٩:٠٤ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
یه افسر پلیس ماشین پرسرعتی رو متوقف می کنه. افسر میگه: من سرعت 80 مایل در ساعت رو برای ماشینتون ثبت کردم.
مرد از بین دندونای بستش به زنش می غره که: زن، نمی تونی دهنتو بسته نگه داری؟
[ سهشنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٧ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
مردم ایران میهن پرستان این سرزمین چوب حراج بر خاک سرزمینمان زدند بشتابید اگه فکر می کنید حق مالکیت بر جزیره هایی که به خون جوانان میهن رنگین شده با ایرانه به آدرس زیر برید Abu Musa Island Dispute between Iran and UAE تو قسمت سمت راست برای ایران سبزه رو فشار بدید و برای قسمت چپ که برای اماراته،رو قرمزه فشار بدید. فقط یک رای برای هر آی پی قابل قبول است.این موضوع را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.تشکر
[ سهشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢٧ ب.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
روز بزرگ مرد شعر و ادب پارسی را به تمام میهن پرستان ایران زمین تبریک می گویم
((مدیر وبلاگ هیو)) نخوانند بر ما کسی آفرین چو ویران بود بوم ایران زمین
((فردوسی بزرگ )) [ سهشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢٠ ب.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
مردان قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: «آیا زمستان سختی در پیش است؟» [ یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٦:٢٠ ب.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ،بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت . استادپرسید : ” مزه اش چطور بود ؟ ” شاگردپاسخ داد : ” بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش ” پیرهندواز شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه .رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید . استاداینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : ” کاملا معمولی بود . ” پیرهندو گفت : ” رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب [ سهشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٩ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
[ یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٠ ق.ظ ] [ کورش بزرگ ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |